پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

50

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

بيشترى خواهم داد ؛ همين قدر بايد بگويم ستاره‌شناسى آنقدر در ايران رايج است ؛ كه حتى سربازان عامى و بىاطلاع نيز در صحنه‌هاى نبرد ، تقويم را از حفظ دارند و بدون مراجعه به كتاب ، از قرب و بعد كواكب و امثالهم مطلعند . شاه ، شخصا هميشه يك نفر منجم همراه دارد و بدون مشورت او گام برنمىدارد . تعداد اهل علم و مطلعين ديگر رشته‌هاى علوم نيز ، نسبتا زياد است و اين عده نوعا از مردمان زحمت كشيده‌اى تشكيل شده‌اند كه شغل آنان نظامىگرى نيست و احيانا بعضى از نجبا و اصيل‌زادگان و وابسته به خاندان‌هاى سلطنتى نيز كه ميرزا يعنى شاهزاده لقب دارند ، در بين آنان وجود دارند . به نظر من اشخاص شريف ايران همين عده هستند ، كه به علت حسادت ديگران عقب مانده‌اند ؛ زيرا سرباز يا قزلباش محسوب نمىشوند . بعضى از اين افراد به ادبيات آشنايى كامل دارند و با وجودى كه با فضلاى اروپايى قابل مقايسه نيستند ، اگر آنها را با ساير شرقىها مقايسه كنيم ، مردمان عالمى به‌شمار مىآيند . علىرغم وقت كم ، سعى كردم از اطلاعات قليلى كه در ظرف اين مدت از ايران به دست آورده‌ام ، گزارشى بدهم و از شما درخواست دارم از بىنظمى نوشته‌ها تعجب نكنيد ؛ زيرا به تدريج از تمام آنچه كه به خاطرم خطور كرد ، مطالبى نوشتم و به هر حال مىتوانيد در خلال اين آشفتگىها رشتهء كلام را به دست آورده و هر مطلبى را در جاى واقعى خود قرار دهيد « 1 » . اصفهان 17 مارس 1617 چون دو موضوع را فراموش كردم ، مجبورم اكنون به شرح آنها بپردازم ؛ يكى اين‌كه امروزه نام قزلباش فقط به افراد و سربازانى كه دربارهء آنها قبلا صحبت كرده‌ام داده نمىشود ؛ بلكه تمام سرزمين ايران را به موازات الفاظ فارس و عجم قزلباش نيز مىنامند . به‌خصوص در بين ترك‌ها و ساير خارجيان اين عادت رواج بسيار دارد ؛ چنانچه وقتى مىگويند : برويم به قزلباش ؛ چنين معنى مىدهد كه برويم به ايران ؛ اما اشخاص مطلع وقتى مىگويند : يك نفر قزلباش ، منظور آنان ايرانى به طور اعم نيست ؛ بلكه سرباز ايرانى را در نظر دارند ، منتهى اشخاص عادى ميان اين دو كلمه فرق نمىگذارند .

--> ( 1 ) . اينجا نويسنده وارد مطالب خصوصى شده و اظهار علاقه مىكند كه خاطرات او در كتابى جمع‌آورى شده و به Academia de gli Humoristi هديه شود و دوستان خود را يكى بعد از ديگرى ياد كرده و براى آنان دعا و ثنا مىفرستد . در اينجا قاعدتا بايد مكتوب پايان پذيرد ؛ ولى نويسنده به عنوان پس‌نويس به ذكر دو موضوع ديگر مىپردازد ، كه به ترجمهء آن مبادرت شده است . - م .